Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

 

به سایت محبان علی (ع) خوش امدید

07/16/06

Home
درباره ی سایت
مـقـــا لــــــه
لینکستان
گالری عکس
ارتباط با ما

 

سرآغاز

از امر خدای خالق حضرت عشق

جبریل امین بر در جنت بنوشت

بر خصم علی ورود اکیدا ممنوع

چون ویژه ی شیعه ی علی هست بهشت

عن ابی جعفر،قال: ان شیطان اذا سمع منادیا ینادی یا محمد یا علی ذاب کما یذوب المرصاص(یا مرساس)

امام کاظم (ع) فرمود: هنگامی که شیطان می شنود صدای یک ندا دهنده که می گوید یا محمد یا علی ،(شیطان)ذوب  می شود همان گونه که سرب ذوب می شود.

زمین به عشق او می چرخد

دویدن بیاموز، پرواز را و اشتیاق را -ادبی و هنری

می خواستم از " او " بنویسم ٬ اما کلمات تاب نیاوردند و زلف قلم را پریشان کردند . به سراغ ایمان رفتم و عشق را نیز به مدد طلبیدم .

او فرشته نبود . بال هم نداشت . رویین تن نبود و پیکر پولادی نداشت . مادرش الهه ای افسانه ای نبود و پدرش نیم خدایی اسطوره ای .او انسان بود . انسان . و همین جا زندگی می کرد . روی همین زمین و زیر همین آسمان . شبها همین ستاره ها را می دید و صبح ها همین خورشید را . انسان بود ٬ راه می رفت و نفس می کشید . می خوابید و بلند می شد . می جنگید و پیروز می شد . زخم هم بر می داشت . شکست هم می خورد . مثل من ٬ مثل تو ٬ مثل همه .

فرشته نبود ٬ بال هم نداشت . انسان بود . با همین وسوسه ها . با همین دردها و رنج ها .با همین تنهایی ها و غربت ها . با همین تردیدها و تلخی ها . انسان بود . ساده مردی امی .نه تاجی و نه تختی . نه سربازانی تا بن دندان مسلح و نه قصر و بارویی سر به فلک کشیده .آزارش به هیچ کس نرسید و جز راستی نگفت . اما او را تاب نمی آوردند . رنجش میدادند و آزارش می رساندند . دروغگویش می خواندند . شعبده باز و شاعرش می خواندند .و به خدعه و به نیرنگ پشت به پشت هم می دادند و کمر به نابودیش می بستند . اما مگراو چه کرده بود ؟ جز آنکه گفته بود خدا یکی است و از پس این جهان ٬ جهان دیگری است وآدمیان در گرو کرده خویشند . اما تابش نمی آوردند . زیرا که بت بودند ٬ بت ساز ٬ بت شیفته ٬ بت انگار و بت کردار .فرشته نبود . بال هم نداشت و معجزه اش این نبود که ماه را شکافت . معجزه اش این نبود که به آسمان رفت . معجزه اش این بود که از آسمان  به زمین برگشت . او که با معراجش تا ته ته آسمان رفته بود می توانست بر نگردد ٬ می توانست . اما برگشت .

باز هم روی همین خاک و باز هم میان همین مردم .

 

و زمین هنوز به عشق گامهای اوست که می چرخد .

و بهار هنوز به بوی اوست که سبز می شود و خورشید هنوز به نور اوست که می تابد .

" دلگویه های عرفان نظر آهاری "

دویدن بیاموز، پرواز را و اشتیاق را وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست!
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.
***
وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.


نویسنده: عرفان نظر آهاری/Shereno Weblog

Photo Album

سایت های پاسخگویی به سوالات شرعی و شبهه های دینی

مجموعه ای شامل عکسها و پوسترهایی زیبا از حرم ائمه و مسجد جمکران وعکسهای مختلف مذهبی

..

 

Home | درباره ی سایت | مـقـــا لــــــه | لینکستان | گالری عکس | ارتباط با ما

This site was last updated 07/16/06